نوروز: دكتر محسن امينزاده معاون وزارت خارجه در دولت اصلاحات به بخش اول سئوالات كاربران نوروز در بخش ميهمان نوروز پاسخ دادهاند.
متن اين پرسش و پاسخ به شرح زير است:
1- آینده پیش روی کشور را بلحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در دولت نهم چگونه ارزیابی میکنید؟
امينزاده: شرایط پیش روی کشور شرایط نا مطلوب و نگران کننده ای ا ست . اتفاقات بسیار مهمی ظرف دو سال گذشته روی داده که همه شرایط نا مناسبی را برای کشور رقم می زند. بطور خلاصه میتوان به موارد مهمتر به این شرح اشاره کرد:
در زمینه سیاست خارجی
- ایران در سال های 1383 و 1384 در مطلوب ترین موقعیت خود پس از ا نقلاب اسلامی در صحنه جهانی قرار گرفته بود و میرفت که جایگاه معتبری در مدیریت جامعه جهانی بدست آورد. دولت جدید این موقعیت ویژه کشور در صحنه بین المللی را تخریب کردو ایران را بار دیگر به کشور منزوی تبدیل نمود.
- در سال گذشته پرونده ایران بخاطر بی درایتی سیاست خارجی کشور، برای اولین بار در تاریخ روابط خارجی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شد. جایی که دست آمریکا برای اعمال فشار به ایران بسیار بازتر از هر نهاد بین المللی دیگر است .
- ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، نتیجه یک اجماع بی سابقه میان همه کشور های قدرتمند جهان حاصل از بی درایتی های گسترده سیاست خارجی کشور بود . اجماعی که هرگز در تاریخ روابط بین المللی به این شکل نسبت به یک کشور حاصل نشده است .
- در دو سال گذشته ایران در معرض بدترین تحریم های اقتصادی پس از انقلاب اسلامی قرارگرفت . تحریمی که نتیجه اجماع جهانی علیه ایران بود. این تحریم ها که تحریم های جدید آمریکا نیز به آن اضافه شده به شدت به فرآیند توسعه ایران لطمه میزند و هزینه زندگی مردم ایران را افزایش می دهد.
- در یک سال گذشته به رغم لحن تند و پرخاشگر سیاست خارجی ایران ، در زمینه های مختلفی مانند خزر ، ادعاهای مطرح درباره مالکیت جزایر ایرانی خلیج فارس و مسائل سرزمینی ایران و عراق در شط العرب، سیاست خارجی ایران گرفتار وادادگی های عجیب و بی سابقه ای شده است . واداگی هایی که نتیجه تفریط های سیاست خارجی ماجراجو پس از افراط های ماجراجویانه این سیاست خارجی بی ملاک است.
در زمینه اقتصاد :
- سیاست های سراپا اشتباه اقتصادی ، تزریق افراطی و بی سابقه نقدینگی به جامعه و مقابله با کارآفرینان و مسائل بیشتری از این دست، باعث بروز مشکلات زیادی و بعضا بی سابقهای در اقتصاد کشور شده است .
- روند اجرای پروژه های بزرگ توسعه ای و تولید کشور متوقف شده و هیچ طرح بزرگ اقتصادی جدیدی راه اندازی نشده است .
- روند همکاری های اقتصادی خارجیان با ایران در پروژه های بزرگ متوقف شده است .
- تحریم ها تدریجا تاثیرات شدیدی برحوزه مالی و صنعتی کشور گذاشته است.
در حوزه اجتماعی:
- دخالت های دولت در امور خصوصی و شخصی مردم به شدت افزایش یافته است.
- در زمینه برخوردهای قضایی و پلیسی، دولت ملاحظات حتی گذشته خود را کنار نهاده و در مواردی مانند اعدام اشخاص ، شیوههای مورد مناقشه اعدام ها ، برخورد و دستگیری روزنامه نگاران ، تعطیل مطبوعات ، و مسائلی از این دست در سطح جهان رکورد دار شده است .
و مسائل خیلی بیشتری از این دست که صاحب نظران هر حوزه درباره آنها بسیار نوشته و گفته اند و می توانند باز هم بسیار بگویند.
نگرانی آن است که بخشی از این خسارات به آسانی قابل جبران نیست و ممکن است سالیان دراز دامنگیر کشور باشد . درحوزه بین المللی سرنوشت پرونده ایران در شورای ا منیت سازمان ملل و تحریم های اعمال شده علیه ایران و حرمت شکنی هایی که نسبت به حقوق ملی ایران شده، از این دسته است . توقف فرآیند اجرای پروژه های بزرگ توسعه ای و رشد نقدینگی در حوزه اقتصاد از این دسته است . برخی از این خسارات به صورتی است که دولت های آینده ، اگر قصد اصلاح هم داشته باشند، به آسانی قادر به رفع آن نخواهند بود.
2- چه ضمانتی وجود دارد که در صورت پیروز شدن اصلاح طلبان در انتخابات، کارشکنی های دوران اصلاحات از طرف اقتدارگرایان شروع نگردد؟
امينزاده: در پاسخ به این سوال تشریح سه جنبه متفاوت مسئله ضروری است:
1- واقعیت این است که جریان های فشار با ماجراجویی و رفتار تخریبی همواره می توانند به اقدامات خردمندانه در جامعه آسیب وارد آورند و این وضع تا زمانی که جامعه توسعه یافتهتر شود و از هیجانات ناشی از این نوع ماجراجوییها فاصله بگیرد، وجود خواهد داشت . سالهاست که کشور ما گرفتار ماجراجویانی است که چنین شیوه هایی را در ناکارآمد کردن مدیریت عقلانی و مدبرانه کشور بکار گرفته اند و مدعی ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی شده اند . تجربه کنونی کشورنشان می دهدکه این جریان نه تنها فاقد هرگونه برنامه و استراتژی وحتی هدف مشخصی جز حاکم بودن خودش است، بلکه حتی فاقد اصول و ملاک های لازم برای دفاع از بدیهی ترین منافع ملی کشور و مردم و اصول انقلاب اسلامی است . مسلما کشور از این روند آسیب زیادی دیده است اما در مقابل همه این خسارات می توان امید داشت که جامعه ایران، درمقابل همه این خساراتی که متحمل می شود بطور عمیق به آثار تکان دهنده ماجراجویی و بی برنامگی و بی دانشی در حوزه مدیریت کشور و پنهان کردن آنها در ذیل گفتار و رفتار پوپولیستی و عوام فریبانه پی ببرد و راه تکرار این فجایع در جامعه ایران بسته شود. اگر چنین شود می توان امیدوار بود که راه تخریب مسیر توسعه و پیشرفت کشور توسط ماجراجویان در آینده بسته خواهد شد و آنان قادر نخواهند بود که در شرایطی دیگر بازهم مسیر حرکت خردمندانه کشور در همه حوزه ها را تخریب کنند .
2- ضمن اینکه سنگ اندازی های گسترده افراطیون در برابر اصلاح طلبان مطلب درستی است؛ اما پرسش شما این تصور را ایجاد می کند که به دلیل همان سنگ اندازی ها و مانع تراشی ها سیاست ها و برنامه های اصلاح طلبانه به درستی پیش نرفته است. در حالیکه گزاره درست تر آن است که: در حقیقت، سیاست های اصلاح طلبان یعنی برنامه های دولت آقای خاتمی، در حوزه های مختلف به خوبی پیش رفته و تحولات بزرگی در کشور ایجاد کرده است. تحولاتی که آثار آن را امروز به خوبی درهمه حوزه ها می توان دید. درعین حال به دلیل این سنگ اندازی ها، پیشبرد این برنامه ها کار بس مشکلی بوده است. این سنگ اندازی ها باعث کندی روند برنامههای اصلاح طلبانه بوده و در برخی از حوزهها راه رسیدن به مطلوب ترین شرایط را بسته است . به عنوان مثال سیاست خارجی در دوره اصلاحات، با برنامه ترین ، منسجم ترین، حرفه ای ترین و نتیجه بخش ترین سیاست خارجی پس از انقلاب اسلامی بوده است و در دوره کنونی بدترین سیاست خارجی پس از انقلاب اسلامی اعمال می شود. در دوره اصلاحات مهمترین تحولات اقتصادی پس از انقلاب اسلامی در حوزه های نفت ، گاز، پتروشیمی، صنایع هسته ای، آب و برق، راه و راه آهن و بنادرو کشتی رانی، توسعه صنایع و معادن، کشاورزی و دامپروری، تحقق یافته و هنوز دولت کنونی از نتایج آن تحولات عظیم بهره می گیرد و به افزایش صادرات غیرنفتی ناشی از این تحولات و افتتاح پروژه های آن دوره فخر می فروشد. از نمونه های شاخص این تحولات، پروژه های پارس جنوبی و عسلویه است که در تاریخ سرمایه گذاری صنعتی ایران بی سابقه است . در این دوره برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی مسئله تامین مالی پروژه های ایران بطور کامل حل شد و هزینه های سیاسی تامین مالی و مشارکت در پروژه های بزرگ ایران صفر گردید و هزینه های سرمایه گذاری در ایران به حداقل خود رسید. دولت کنونی در حالی که درآمد نفتی چند برابر میانگین دوره اصلاحات را هزینه می کند در همه زمینه ها درحال زمین گیر شدن است . در این دوره حتی یک پرژوه بزرگ زیربنایی شروع نشده و هزینه های سیاسی- مالی توسعه ایران به دلیل سیاست های غلط این دولت، هر روز سرسام آور تر می شود.
به موارد دیگر هم اشاره کردم . درحوزه فرهنگ نیز شرایط قابل مقایسه نیست. با وجود ریخت و پاش های سرسام آور دولت در این حوزه، حاصل کار را می توان از همه اهل فرهنگ و هنر پرسید. این دولت امیدهای ایجاد شده در دولت اصلاحات را به یاس مبدل کرده و چشم انداز فرهنگ و هنر کشور را تیره نموده است .
با این توضیحات می شود گفت که تفاوت میان نتایج کار دولت اصلاحاتی که هرروزبا سنگ ا ندازی های افراطیون مواجه بوده ، با نتایج کار دولت بعد از اصلاحات، تفاوت زمین تا به آسمان است.اگر در دولت اصلاحات به دلیل سنگ اندازی های افراطیون، سیاست های درست با کندی و با بازدهی کمتر دنبال شده، سیاست های دولت جدید دائما باعث تخریب فرصت های بی نظیر کشور در حوزه های داخلی و بین المللی و توسعه ملی است . واقعا مدیریت ملی در دوره اصلاحات با همه کاستی هایش، که البته با مشقت های فراوان ناشی از نقش مخرب مخالفان، همراه بوده، با مدیریت خسارت بار کنونی کشور در همه حوزه ها، که حتی جناح مخالف اصلاحات را هم به واکنش واداشته، قابل مقایسه نیست.
3- از نتایج مثبت عملکرد این دولت با همه خساراتش تابو شکنی است. در درجه اول این دولت ، تابوی دولت انقلابی نمای افراطی را در ایران درهم می شکند. افراطی ترین و ماجراجو ترین تفکراتی که در همه سالهای پس از انقلاب اسلامی در مقابل روند توسعه و پیشرفت کشور، سنگ اندازی می کرده اند در دولت کنونی متجلی شده است. آنان که همواره با شعارهای ادعایی دفاع از ارزش های انقلابی و اسلامی و مردمی، به تخریب توسعه کشور پرداخته اند؛ اکنون در معرض آزمایش و پاسخگویی به مردم قرارگرفته اند. روش ها و نتایج کار آنان کارنامه ای سیاه برای افراط گرایی و ماجراجویی در کشور ساخته است. در درجه دوم این دولت تابوهای دیرپایی را در حوزه های مختلف شکسته و می شکند. به دلیل اشتراک این دولت و جریان های فشار ماجراجو در کشور، این دولت آگاهانه و ناخودآگاه و با سکوت و حمایت گروه های فشار به ظاهر انقلابی حامی دولت، در حال تخریب همیشگی تابوهایی است که خود در طی سه دهه پس از انقلاب اسلامی در ساختن و حفظ آنها و ارتزاق از آنها، نقش اساسی داشته است . تابوهایی که به خاطر آنها این دارو دسته کفن می پوشیدند و شعارهای استشهادی در خیابانها سرمی دادند. تابوهایی مثل گفتگو و روابط با غربیان و بخصوص آمریکائیان، روابط با کشورهایی مانند مصر، خصوصی سازی و دفاع از تولید کنندگان ثروت و مانند اینها. همه این تابوها امروز بدست این دولت و البته به بدترین شکل ممکن و با کمترین نتایج و پرهزینه ترین اشکال ممکن برای کشور، در حال تخریب است. در کنار این، وادادگی این دولت در مواجهه با بیگانگان و مسائل ملی مانند تمامیت ارضی کشور، و شیوه های تعامل انفعالی این دولت با جامعه جهانی، تابوی ارزشی نمایی و انقلابی نمایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد ادعای این ماجراجویان را تخریب می کند .
همانگونه که اشاره شد امید است که این نتایج، کشور و دولت های آینده را تا حدزیادی دربرابر گروه های فشار ماجراجوی انقلابی نما، مصون نگاه دارد.
3- نظر شما راجع به صحت و سلامت انتخابات مجلس هشتم چیست؟
امينزاده: نگرانی های زیادی درباره سلامت انتخابات از ماه ها قبل وجود داشت . در گذشته اگر این نگرانی درمورد عملکرد جناحی و نادرست شورای نگهبان بود، دراین دوره این نگرانی به عملکرد وزارت کشور و هیئت های اجرایی نیز تسری پیدا کرده بود. در عین حال اصلاح طلبان به صورت جدی با این باور وارد میدان شدند که مقامات عالی کشور اجازه تکرار اشتباهات گذشته را ندهند و در سال وحدت ملی، بربرگزاری انتخاباتی قابل دفاع برای همه جناح های سیاسی کشور تاکید نموده و جلو متخلفین را بگیرند . امید بود که چنین شود. اما تا اینجای کار آنچه اتفاق افتاده از بدبینانه ترین پیش بینی ها هم بدتر است . در این دوره ظاهرا همه رودربایستی را کنار گذاشته اند و اطلاح طلب بودن، جرم تلقی شده است و افراد به خاطر تفکرات یا باورهای اصلاح طلبانه بدون هیچ مجامله ای کنار گذاشته شده اند . باوضعی که به وجود آمده عملا بحث اطمینان نسبت به صحت و سلامت انتخابات اهمیت کاهش یافته چون پیش از آنکه به چگونگی صیانت از رای ملت برسد، عملا اصلاح طلبان از بطور گسترده از حضور در انتخابات
حذف شده اند و ظاهرا در اکثر نقاط کشور نامزدی باقی نمانده است که احزاب اصلاح طلب برای دفاع از آنان وارد صحنه انتخابات شوند. اگر وضع به همین شکل باقی باشد احتمالا چیزی که برای اصلاح طلبان باقی می ماند شرکت تک تک افراد اصلاح طلب در انتخابات و رای دادن با تشخیص خودشان است؛ اما ظاهرا با این وضع حضور اصلاح طلبان به عنوان یکی از دو جناح رقیب درون نظام که همواره به انتخابات آزاد در کشور هویت می بخشیده و رقابت انتخاباتی را معنی دار و واقعی می کرده است، در حال منتفی شدن است .
جناح مقابل در حال تدارک اجرای یک ترفند جدید هم هست که براساس آن ضمن حذف جریان اصلاح طلب، یک رقابت صوری میان دو دسته از جریان راست حاکم ایجاد کند. ظاهرا هدف آن است که مثلا دو جریان رقیب راست مدافع دولت و راست منتقد دولت به وجود آورند. اما این ترفند هم آنقدر صوری است و آنقدر دم خروسش پیداست که ظاهرا حتی خود دست اندرکاران آن هم نسبت به عملی بودن آن و امکان پنهان کردن هویت واقعی این رقابت نمایشی از مردم ، بشدت تردید دارند.
4- در صورت رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان علی الخصوص نامزدهای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی موضع ستاد ائتلاف چیست؟
امينزاده: همه امیدوار بودند که چنین نشود اما همانطور که اشاره شده با وضعیت جدید، مشارکت فعال گروه های سیاسی اصلاح طلب در انتخابات، دارد معنای خود را از دست می دهد و در بسیاری از نقاط کشور اصلا نامزدی باقی نمانده که اصلاح طلبان از وی حمایت کنند. ابعاد برخورد آنقدر گسترده است که اصلا مفاهیم گذشته درباره تایید و رد صلاحیت ها را بکلی تغییر داده است . اگر به ارقام توجه شود روشن می شود که چه تحول بزرگی در حذف یک جناح نظام در حال انجام است . در مجلس شورای اسلامی کنونی، 30 کرسی متعلق به تهران، 5 کرسی متعلق به نمایندگان اقلیت های مذهبی و 255 کرسی متعلق به سایر نمایندگان سایر شهرهای کشوراست. آنگونه که احزاب می گویند بجز تهران حدود هزار نفر که نامشان کم و بیش درمیان اصلاح طلبان مطرح بوده، برای رقابت برسر این 255 کرسی مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرده اند. آنان یا در زمره اصلاح طلبان شناخته شده در شهرهای مختلف بوده اند و یا افراد جوانتر و کمتر شناخته شده بوده اند ویا حداقل خودشان مدعی هم فکری با اصلاح طلبان بوده و خواهان حمایت اصلاح طلبان از آنان بوده اند. قبل از اینکه اصلاح طلبان درباره نامزدهای مورد نظرشان از این مجموعه تصمیمی بگیرند، حدود70 درصد این افراد توسط هیئت های اجرایی انتخابات وزارت کشور رد شده اند . آنان به شورای نگهبان شکایت کرده اند. هیئت های نظارت شورای نگهبان نه تنها رد آن 70 درصد را تایید کردند بلکه حدود 20 درصد دیگر نیز توسط هیئت های نظارت به رد صلاحیت شدگان اضافه شد در حدیکه از این حدود 1000 نفر نامزدهای احتمالی اصلاح طلبان، بعد از به اصلاح تجدید نظرهای شورای نگهبان، کمتر از 15 درصد افراد غالبا کمترشناخته شده باقی مانده است.
مسلما این همه دقت و وسواس در حذف اصلاح طلبان اتفاقی نیست. این مسئله نشان می دهد که با یک عملیات سیاسی- اطلاعاتی همه افرادی که از نظر آنان مشکوک به داشتن گرایش احتمالی به اصلاح طلبان بوده اند در سطح کشو ر شناسایی شده اند و برای احتیاط هم که شده به هیچکس رحم نکرده اند و همه را رد صلاحیت کرده اند. واقعا نمی دانم اسم این عملیات را چه می توان گذاشت اما بهرحال این عملیات یک پدیده جدید و تکان دهنده ای در تاریخ انتخابات جمهوری اسلامی ایران است.
5- نظر شما راجع به پیشنهاد جناب آقای پوتین به مقام رهبری و این مسئله که ایشان فرمودند راجع به پیشنهادات فکر میکنیم چیست؟
امينزاده: ظاهرا پیشنهاد درباره پرونده هسته ای ایران و چگونگی تعلیق موقت فعالیت های هسته ای ایران بوده است اما درباره جزئیات آن و پاسخ نهایی ایران اطلاع دقیقی ندارم .
6- نحوه و چگونگی عضویت در جبهه مشارکت ایران اسلامی چگونه است؟
امينزاده: از مسئولین حزب مشارکت ایران اسلامی سوال بفرمایید.
7- جناب امین زاده با سلام و عرض ادب .من یکی از همکاران سابق شما دروزارت خارجه هستم . چرا شما به نیروهای کیفی که همواره مورد بی مهری دولتهای قبل از اصلاحات بودند توجه نکردید و بسیاری از مدیران همانهائی بودند که پیش از آن دوران نیز بر مصدر کار بودند و علیه اصلاحات عمل میکردند.آیا میدانید از این بابت لطمه سنگینی خوردید . و نیروهای مشتاق را دلزده کردید.موفقیت نسبی دولت اصلاحات از همین بدنه کارشناسی نخبه بود که متاسفانه نتوانستید آنها را حفظ کنید و نتیجه آن شد که باید میشد.قدری به عقب برگردید و آسیب شناسی کنید .
امينزاده: با عرض سلام و احترام و ادب متقابل. با این نظر شما که موفقیت های نسبی دولت اصلاحات ناشی از فعالیت ارزنده کارشناسان نخبه در حوزه های مختلف بوده کاملا موافقم . اگر بخواهیم امتیازی به مدیران اصلاح طلب بدهیم، این امتیاز بیش از همه متعلق به تلاش آنان برای بکارگیری و تشویق و حمایت از متخصصان شایسته ای بوده که در حوزه های مختلف به وظیفه خود عمل کرده اند و امور را در مسیر درست خود پیش برده اند. اما در مورد بی مهری نسبت به نیروهای کیفی در وزارت خارجه واقعا نمی توانم قضاوت روشنی بکنم مگر آنکه بدانم چه کسی و با چه ویژگی هایی این پرسش را مطرح می کند . اگر علاقمند بودید می توانید در پیامی خصوصی به وضعیت خودتان و احتمالا مصادیق دیگر مورد نظرتان اشاره کنید و با مشخصات روشنتری مطلب را به این سایت ارسال کنید . آنان لطف خواهند کرد و برای من خواهند فرستاد تا پاسخ خصوصی تری به پرسش شما بدهم . اما بصورت کلی باید بگویم که من واقعا نیروی با کفایت و توانایی سراغ نداشته و ندارم که از او حمایت نکرده و برای تشویق و ارتقاء او کمک و تلاش نکرده باشم. طبعا این ادعا در حوزه معاونت تحت مسئولیت مستقیم خودم ادعایی کامل و مسئولانه است و درمورد سایر حوزه های وزارت امورخارجه به تلاش های غیرمستقیم من برای این امر مربوط می شود که البته همیشه موفقیت آمیز نبوده است . درعین حال علاقمندم به این بهانه به چند نکته مهم در رابطه با استراتژی مدیریت اصلاح طلبانه نیروی انسانی در وزارت خارجه اشاره کنم.
- در وزارت خارجه همه همکاران ستادی معاونت تحت مسئولیت من، بدون حتی یک استثناء، از میان نیروی های شاغل در وزارت خارجه انتخاب شدند. علت آن است که واقعا درهرکشوری، دیپلمات های باسابقه موفق و دارای تجربه کافی در وزارت خارجه با هرسلیقه و طرز فکری، سرمایه ملی محسوب می شوند. تربیت دیپلمات موفق و با تجربه مانند مدیران با تجربه و موفق، به آسانی و یک شبه و حتی چند ماهه عملی نمی شود و تنها در بوته تجربه و آزمایش طی سال های طولانی به بار می نشیند. از این جنبه، نکته ای را که مطرح کرده اید تایید می کنم . واقعا برای مدیرت کلان کشور در دوره اصلاحات، تجربه موفق افراد حتی در دولت پیش از اصلاحات برای ارزیابی صلاحیت افراد شایسته برای واگذاری مسئولیت مهم سیاست خارجی، مهم بوده و ملاک تعیین کننده ای برای انتخاب مدیران و مسئولان دوره اصلاحات محسوب می شده است .
- در سال های آغازین دوره اصلاحات تقریبا هیچ سفیری به صورت کودتایی و ناگهانی تغییر نکرد زیرا شان و منزلت این افراد به عنوان نمایندگان کشور، بخشی از شان و منزلت ملی در نزد بیگانگان بود و ایجاب می کرد که احترام نماینده ملی کشور در نزد بیگانگان حفظ شود. بسیاری از آنان در این مرحله، حداکثر دوره متعارف ماموریت را طی کردند و تقریبا هیچکس قبل از پایان حداقل دوره متعارف ماموریت به کشور احضار نشد.
- با همین استدلال در این دوره هشت ساله مدیریت در وزارت خارجه، نه تنها حتی یک نفر همکارستادی از بیرون وزارت امورخارجه برای همکاری دعوت نشد و همه همکاران از میان نیروهای باسابقه، موفق و باکفایت وزرات خارجه انتخاب شدند؛ بلکه سلیقه سیاسی داخلی همکاران نیز اهمیتی نداشت و اگر نیروهای با تجربه و باکفایت وزارت امور خارجه قائل به خدمت به کشوربودند و به استراتژی منافع ملی محور وتوسعه محور سیاست خارجی باور داشتند، هیچ مانعی برای همکاری آنان در هیچ سطحی وجود نداشت. یعنی با قاطعیت می توان گفت که: صلاحیت شغلی هیچکس فدای سلیقه سیاسی او نشد.
- با همین استدلال تعداد اندکی از مدیران شایسته خارج از وزارت امور خارجه تنها برای پست های سفارت در برخی از کشورها به وزارت امور خارجه دعوت شدند. در حوزه مسئولیت من سفرایی که از بیرون وزارت خارجه دعوت شدند نه تنها تجربه کار خارجی داشتند بلکه شایستگی های بیشتری نیز داشتند که گاه باعث رجحان آنان بر نیروهای با سابقه وزارت خارجه می شد. اکثر این سفرا امروز شایسته ترین ویا حداقل در زمره شایسته ترین سفرای پس از انقلاب اسلامی در حوزه ماموریتشان محسوب می شوند.
- در تعیین مسئولیت ها فرآیند تدریجی ارتقاء مورد توجه بوده است. یعنی یک رئیس اداره موفق تر از سایر روسای ادارات موفق می تواند و باید به سمت مدیرکلی ارتقاء یابد و یک مدیرکل موفق تر از سایر مدیران کل موفق باید روزی معاون وزیر شود. این فرآیند در تمامی عالم تدریجی صورت می گیرد و براساس ارزیابی مداوم شایستگی ها عملی می شود. مدیر موفق شایستگی هایی در دوره مدیریت موفقش کسب می کند که تنها در صحنه عمل قابل اکتساب است و در این دوره مدیران بالاتر به ارزیابی مناسبی از توانایی های او دست می یابند که تنها در بوته تجربه قابل ارزیابی است . ارتقاء جهشی مدیران جز هرج و مرج، نشانه هیچ چیز دیگری در نظام اداری یک کشور نیست و شایسته ترین افراد هم اگر مسیرتدریجی مدیریت را طی نکنند در موقعیت جدید خود فاقد توانایی هاو آگاهی ها و باورهای لازم برای مدیریت های عالی تر خواهند بود و این مسئله به سرعت آثار سوء خود را نشان می دهد و در حوزه سیاست خارجی و در مواجهه با خارجیان قطعا موجب وهن و تحقیر ملی می شود.( شاید تنها بتوان انتصابات جهشی پس از یک انقلاب را قابل توجیه دانست، اما پس از انقلاب اسلامی نیز چنین نبود و مدیران جوان پس از انقلاب، در تحولات پیش از انقلاب و در جریان انقلاب، در معرض بحران ها و مدیریت بحران هایی قرار گرفته بودند که آنان را بسیار آبدیده و با تجربه کرده بود.)
- به خاطر افزایش ضریب اطمینان نسبت به انتخاب افراد، معمولا در تعیین مدیران و سفیران مهمتر بصورت وسیعی مشورت و رایزنی می شد. مشورت با سایر مدیران ارشد وزارت خارجه و مشورت با همکاران نامزدهای احراز چنین مسئولیت هایی باعث می شد که خطای نسبت به انتصابات خیلی کمتر شود.
- یک خط قرمز هم برای تعیین مدیران ارشد حوزه معاونت و سفیران اعزامی بخصوص به نمایندگی های مهمتر وجود داشت و آنهم نداشتن سابقه ماجراجویی و یا وادادگی نسبت به ماجراجویی دیگران در حوزه ماموریت های پیشین آنان بود. ماجراجویی در حوزه سیاست خارجی سم مهلکی است که نهایتا خسارا ت عظیمی به منافع ملی و امنیت ملی کشور وارد می کند و نه تنها جنبه ارزشی نداشته بلکه موجب وهن نظام می شود. اعمال این خط قرمز کمک مهمی در کاهش چشمگیر ماجراجویی و هرج و مرج گرایی در سیاست خارجی دوره اصلاحات داشت. این خط قرمز را تا آخر به هرقیمتی و به رغم فشار های بسیار حفظ کردم و به حفظ آن افتخار می کنم.
به رغم همه ملاحظاتی که اشاره کردم، باید اذعان کنم که اشتباهاتی هرچند اندک، در تعیین مدیران ارشد و سفرای اعزامی وجود داشت. برخی از سفیران، در عمل نشان دادند که کفایت لازم را برای مسئولیت مهمشان ندارند. باور نکردنی بود اما برخی از آنان به رغم سابقه بیست ساله در وزارت امور خارجه برخی شایستگی های مقدماتی برای چنین مسئولیت هایی را نداشتند و من تنها در صحنه عمل و تجربه نسبت به این ناتوانایی ها آگاهی پیدا کردم. مسلما درصورت شناخت این ضعف ها، هرگز با ماموریت آنان موافقت نمی شد . البته حتی این افراد هم در مقایسه با برخی روسای نمایندگی اعزامی به کشورهای مهم در دوره اخیر، بسیار شایسته ترند . برخی از همین افراد در دوره جدید نیز به ماموریت جدید رفته اند و در میان سفرای اعزامی این دوره جزو سفرای قابل قبول محسوب می شوند.
8- در دوره کار وزارت خارجه چرا به ارتقای کارکنان مستقل و منتقد بها ندادید؟
امينزاده: منظورتان از کارکنان مستقل و منتقد چیست ؟ اگر توضیحات بالا پاسخ قانع کننده برای شما نبود می توانیم به همان شیوه پیشنهادی با هم بیشتر گفتگو کنیم . در عین حال لازم است توضیح دهم که: صرف منتقد بودن به مفهوم محق بودن و صاحب درایت بودن نیست . برخی از افراد ماجراجویی که در دوره جدید کارنامه بسیار بدی از عملکرد خود را به نمایش گذاشته اند در تمامی سال های پس از انقلاب اسلامی منتقد دولت محسوب می شده اند. برخی از منتقدان مدیران وزارت امورخارجه پیش از اصلاحات، تصور می کردند که به خاطر منتقد بودن به دولت قبل، باید در دروه اصلاحات ارتقاء یابند و موقعیت جدیدی پیدا کنند. واقعا این ملاک قابل قبول نبود. برخی از آنان واقعا افراد شایسته ای نبودند و منتقد بودنشان نسبت به دیگران هم نمی توانست جای فقدان شایستگی خودشان را بگیرد. افراد منتقد به عملکرد مدیران دولت اصلاحات هم واقعا به خاطر انتقادشان با مشکلی مواجه نبودند. بهترین گفتگوهای من با همکارانم برسر نقدهای آنان نسبت به اقدامات انجام شده وتصمیمات اتخاذ شده بود. نهایتا یا آنان قانع می شدند و یا کار اصلاح می شد، و یا اختلاف نظری میان کارشناسان و متخصصان بود که بر اساس نظر غالب تصمیم گیری می شد. ولی طبعا در این دوره نیز صرف منتقد بودن به معنای شایستگی و یا صاحب حق شدن تلقی نمی شد.
تلاش ما آن بود که واقعا شایسته ترین ها ارتقاء یابند و هرچه ازدست من برآمد در این راه بکار گرفتم. و البته شجاعت و اعتماد به نفس آنان که انتقاد می کردند جزو ملاک های بسیار مثبت ارزش گذاری روی افرادی بود که برای مسئولیت های دیپلماتیک و یا مدیریت های سیاست خارجی نامزد می شدند. به عبارت دیگر در یک وضعیت مشابه به لحاظ ملاک های تعیین صلاحیت یک دیپلمات یا یک مدیرسیاست خارجی کشور، فردی که بااعتماد به نفس از باورها و درک خود نسبت به مصالح ملی و سیاست خارجی دفاع می کرد و تلاش می کرد که به روش علمی و سنجیده نظرخود را به اثبات برساند مورد توجه خیلی بیشتری قرار می گرفت. زیرا در کنار همه شایستگی ها اعتماد به نفس و قدرت اقناع و جلب نظر دیگران، در کار دیپلماسی حائز اهمیت زیادی است.
9- قبل از آنکه معاون وزارت امور خارجه شوید. (در دوره اصلاحات) آیا سابقه ای در سیاست خارجی داشتید؟
امينزاده: بله . اولین مسئولیت های من پس از انقلاب اسلامی در وزارت امورخارجه و در نخست وزیری در ارتباط با سیاست خارجی بود. با آقای مهندس موسوی سرپرست وقت وزارت امورخارجه در سال 1360 به وزارت امورخارجه رفتم و مدتی نیز در دوره وزارت دکتر ولایتی مشاور و سرپرست یک اداره کل بودم؛ اما به دلیل اختلاف نظرهای مدیریتی، وزارت خارجه را به مدت 17 سال ترک کردم. پس ازآن نیز چند سال در نخست وزیری در زمینه سیاست خارجی با آقای مهندس موسوی نخست وزیر وقت، به عنوان مشاور ایشان همکاری می کردم و در سفرهای زیادی همراه ایشان بودم. در سال های بعد سمت های دیگری هم به شرح زیر درارتباط با خارجیان داشته ام؛ که البته به لحاظ سیاست خارجی- به مفهوم دیپلماسی آن- اهمیت کمتری داشتند.
• نیمی از کار معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درارتباط با مطبوعات و رسانه های خارجی
• جانشین رئیس ستاد تبلیغات جنگ در دوره مسئولیت آقای خاتمی ( همزمان به معاونت مطبوعاتی )
• مشاور امور بین الملل وزیر فرهنگ و آموزش عالی ( دکتر معین)
• عضو افتخاری و رئیس اداره ارتباطات کمیسیون ملی یونسکو
• مشاور امور بین الملل رئیس کتابخانه ملی ( آقای خاتمی )
10- چرا در دولت اصلاحات در مورد صلح خاورمیانه اعلام بیطرفی نشد تا ایران مسئول شکست آن معرفی نشود؟
امينزاده: ایران در خاورمیانه بی طرف نیست و نمی تواند بی طرف باشد . ایران مدافع حقوق طبیعی و ا نسانی مردم فلسطین است و نسبت به ظلمی که نسبت به مردم فلسطین اعمال می شود و نسبت به جنایات اسرائیل موضع جدی دارد و این مسئله شامل سیاست های دولت اصلاحات هم بوده و هست . اما اتفاقا سیاست خارجی دولت اصلاحات مترصد بود که هزینه اسرائیل برای به شکست کشاندن مذاکرت صلح را به گردن نگیرد. در یک رویه سنتی سیاست خارجی، ایران همواره در محکوم کردن مذاکرات صلح خاورمیانه پیشقدم می شد و نهایتا مذاکرات شکست خورده ناشی از مقاصد اسرائیل، به کارشکنی ایران نسبت داده می شد. دولت اصلاحات این سیاست را کنار گذاشت و براین باور بود که از اینکه ایران در راس مخالفان مذاکرات صلح معرفی شود، نه مصالح ایران تامین می شود و نه چیزی عاید فلسطینیان خواهد شد. به همین دلیل در دوره اصلاحات طرح "نقشه راه" را رئیس جمهور آمریکا برای صلح خاور میانه مطرح و پیگیری نمود و مانند سایر طرح های صلح خاورمیانه به دلیل عدم همکاری اسرائیل و مخالفت اعراب با عملکرد اسرائیل، به شکست بدی انجامید اما برای اولین بار کسی در دنیا، این شکست را مانند قبل و بعد از دولت اصلاحات، به حساب مواضع ایران نگذاشت و اتفاقا اسرائیل بیش از هرزمان به دلیل همین سیاست ایران ،تحت فشار افکار عمومی بین المللی قرار گرفت.
11- وقتی فلسطیینیان و همه دنیا طرح تشکیل دو دولت در فلسطین را به رسمیت می شناسند چرا ایران ساز مخالف می زند این در حالیست که ایران و اسرائیل هیچ مرز مشترکی نداشته و با تشکیل دولت فلسطین دیگر نمی تواند هیچ خصومتی بین دو طرف مطرح باشد.
امينزاده: تاکنون طرح دو دولت در فلسطین، جز ادعایی مبهم و پر مسئله چیزی نبوده است. طرحی در توافقنامه میان مصر و اسرائیل مطرح شده که پس از آن، بطور دائم توسط اسرائیل کوچک و کوچکتر و پرمسئله تر شده است. گاه به نظر می رسد که مردم فلسطین در میان همه همسایگان و کشورهای هم زبان خود تنها هستند و در چنین شرایطی به توافقاتی تن می دهند که هیچ سودی ندارد و تنها آنان را بیش از گذشته تحقیر و تضعیف می کند؛ و در چنین شرایطی گاه مواضع ایران برای مردم فلسطین دلگرم کننده و امید بخش و اعتماد آفرین بوده و هست. در عین حال اگر واقعا مردم فلسطین به یک دولت واقعی و قابل قبول برای خودشان دست یابند، طبعا ایران هم از آن دولت حمایت خواهد کرد. اما چشم انداز تحقق چنین پدیده ای همچنان تاریک و مبهم است .
12- آیا پس از تشکیل دولت فلسطین قائل به رسمیت شناحتن اسرائیل هستید ؟
امينزاده: اگر واقعا چنین اتفاقی صورت گیرد و شرایطی به وجود آید که مردم فلسطین دولت و سرزمین مشخصی متعلق به خودشان داشته باشند و شرایط ایجاد شده مورد قبول مردم فلسطین باشد بهرحال وضع خیلی متفاوت خواهد بود. در چنین شرایطی احتمال نمی دهم که جمهوری اسلامی ایران، اسرائیل را به رسمیت بشناسد اما دولت فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت که می تواند نوعی پذیرش ضمنی دو دولت محسوب شود. اگر مواضع دولت ایران را نسبت به دولت تشکیل شده توسط گروه حماس در فلسطین از سال گذشته بررسی کنید؛ مشخص می شود که چنین پدیده ای کاملا محتمل است و درعین حال چالشهای خود را هم در سیاست خارجی ایران ایجاد می کند. البته چنین احتمالی با واقعیت های کنونی صحنه فلسطین سازگار نیست و آنچه امروز در فلسطین می گذرد با یک دولت مستقل فلسطینی هنوز فاصله خیلی زیادی دارد.
13- با توجه به اينكه شما مسوول تبليغات ستاد انتخاباتي دكتر معين بوديد آيا فكر نمي كنيد كه در تبليغات انتخاباتي ايشان به اندازه كافي به توده هاي مردم توجه نشد و بيشتر مخاطبان ايشان نخبه گان بودند تا مردم عادي؟ لطفا نظرتان را در باره چرايي راي نياوردن دكتر معين بيان كنيد.
امينزاده: دکتر معین یک چهره کاریزمایی نبود؛ اما انتخابات ریاست جمهوری نهم دارای ویژگی هایی بود که دعوت از ایشان را برای نامزدی ریاست توجیه می کرد. این ویژگی ها را می توان به این شرح برشمرد:
• در انتخابات ریاست جمهوری نهم هیچ چهره کاریزمایی وجود نداشت که مورد علاقه و توجه ویژه مردم قرار گیرد و لذا برای اولین بار انتظار می رفت که مردم در انتخاباتی که قطبی نبود؛ به سراغ ملاک های دیگری برای انتخاب رئیس جمهور بروند.
• هیچ راه حلی پیدا نشد که میان نامزدهای احزاب اصلاح طلب آقایان کروبی ، هاشمی رفسنجانی و معین یکی انتخاب شود. ساختار دموکراتیکی برای یک انتخابات درون جناحی یا درون حزبی وجود نداشت که مورد قبول همه باشد و نشان دهد کدامیک از نامزدها مورد اقبال بیشتر مردم هستند و در نتیجه همه گروه ها روی یک نفر توافق کنند. آقای کروبی و رفسنجانی معتقد بودند که برنده انتخابات هستند و اکثر احزاب اصلاح طلب با این نظر موافق نبودند.
• از ماه ها قبل از برگزاری انتخابات با توجه به وجود چند نامزد اصلاح طلب، پیش بینی اصلاح طلبان آن بود که انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد. آقای هاشمی رفسنجانی و یک رقیب به دور دوم خواهند رفت و به احتمال زیاد رقیب آقای هاشمی رفسنجانی در دور دوم پیروز خواهد شد. این پیش بینی بارها در جلسات مختلف تکرار شده بود.
• با چنین تحلیلی، می توان گفت که اکثر گروه های اصلاح طلب به راه حلی تن دادند که بشدت متکی به رای نخبگان جامعه بود. تصور می شد که نخبگان جامعه با درک شرایط، مشارکت موثری در انتخابات داشته باشند. براین اساس دکتر معین به عنوان نامزدی انتخاب شد که اتفاقا قرار بود که نخبگان به او رای بدهند. شایستگی های نخبه پسند او به شکلی بود که انتظار می رفت حداقل شش میلیون رای بیاورد و در دور دوم با آقای هاشمی رفسنجانی رقابت کند.
متاسفانه در ارزیابی ها یک اتفاق مهم افتاد و آنهم قهر نخبگان جامعه با انتخابات بود. نتیجه این قهر آن شد که مردم در دور اول انتخابات به پنج نفر کم و بیش مساوی رای دادند. آراء آنقدر به هم نزدیک بود که امکان سوء استفاده را هم به راحتی فراهم می کرد و در نتیجه حاصل کار چیزی شد که همه نخبگان را متاسف نمود.
14- چرا وبلاگ نمی زنید؟ شایعه بیزینس شما با افغانستان ایا درست است؟
امينزاده: برای وبلاگ نزدن دلیل خاصی ندارم . هم وبلاگ نویسی کاری جذاب است و هم کارهای برخی از وبلاگ نویسان واقعا دوست داشتنی است. شاید این سوال مشابه این باشد که بپرسید چرا هیچ کتاب مستقلی از من منتشر نشده است و چرا مقاله کم نوشته ام . خوشبختانه در دو سال اخیر بیش از همه عمرم مقاله قابل انتشار در مطبوعات نوشته ام . شاید بقیه تاخیر ها هم در آینده جبران شود.
شایعه فعالیت اقتصادی در افغانستان مربوط به خبری است که یکسال و نیم پیش درباره سفر من به همراه یکی از تولید کنندگان خصوصی کشور به کابل، دریکی از روزنامه ها منتشر شد. سفر به توصیه و تشویق من انجام شد و من به عنوان مشاور همراه هیئت بودم. طبعا روزانه جمعیت زیادی از مسئولین کنونی و سابق و اسبق مملکت به اشکال مختلف به کشورهای خارجی سفر می کنند و خیلی از آنها پولهایشان را هم با خود می برند. اینکه چرا از میان همه سفرهای مهم که بی خبر انجام می شود، این سفر آنهم به افغانستان خبری شده ، شاید دو علت داشته باشد. اولا: اینکه معاون وزیری همه کشورهای تحت مسئولیت سابقش را ازترکیه و اکراین و روسیه در غرب تا تایوان و کره و ژاپن و استرالیا در شرق و همه دوستی ها و روابطش در این کشورها رها کند و سراغ افغانستان برود خود قصه قابل توجهی است . شاید اگر با بیانی مثبت از این منظر مطرح می شد جای گلایه نداشت. ثانیا . مسافران ایرانی در کابل تعدادشان از ماموران سیاسی و غیر سیاسی ایرانی هم کمتر است لذا هرکس به آنجا برود همه اهل سیاست و حکومت مطلع می شوند و طبعا سفر به کابل با مثلا سفر به دبی که روزانه چند هزار نفر ایرانی مسئول وغیرمسئول، با 60 یا 70 هواپیما عازم آنجا می شوند و صدها هزار ایرانی مقیم دارد خیلی فرق می کند. درعین حال لازم است روی دو نکته تاکید کنم :
• نکته اول آنکه : فعالیت اقتصادی در افغانستان برای ایرانیان کار بسیار ارزشمندی است . من دائما توصیه کرده ام و امروز هم توصیه می کنم که هم دولت و هم بخش خصوصی به فعالیت اقتصادی دراین کشور توجه ویژه داشته باشند. اینکار هم منفعت اقتصادی برای کشور دارد و هم توسعه افغانستان تاثیر بسیار مثبتی روی منافع ملی و امنیت ملی کشور دارد. تا زمانی که افغانستان در فقر و فلاکت بماند نمی توان انتظار داشت که به راحتی تولید و قاچاق مواد مخدر و سایر خلاف کاری ها در این کشور و مهاجرات آوارگان افغانی به ایران و سایر تحولات خسارت بار مرتبط با این کشور در جمهوری اسلامی ایران متوقف شود.
• نکته دوم آنکه: این مسئله، محدود به افغانستان نیست و شامل سایر کشورهای بزرگ منطقه و همسایه نیز می شود. من ضمن آنکه روابط اقتصادی با آسیا را مدیریت کرده ام و به آن تعلق خاطر دارم و ضمن آنکه معتقدم که ما باید روابطمان را با همه کشورهای جهان در زمینه اقتصادی گسترش دهیم؛ اما مسئله روابط اقتصادی با کشور های منطقه و همسایگان ایران مسئله دیگری است. این مسئله تنها به منافع اقتصادی مربوط نیست و با منافع ملی و امنیت ملی کشور ارتباط مستقیم دارد . دولت باید حمایت های بسیار جدی از توسعه روابط اقتصادی با این کشورها بکند. توسعه سرزمینی مانند دبی بشدت مدیون مراودات تجاری و سرمایه های ایرانیان است . بخش اندکی از این سرمایه ها اگر با حمایت ها و ضمانت های دولت، در کشورهای بزرگ همسایه یا کشورهای حوزه تمدنی ایران مانند افغانستان و پاکستان و همه کشورهای آسیای میانه سرمایه گذاری شود؛ تاثیرات اقتصادی سرشار و تاثیراتی سرشارتر در رابطه با منافع ملی و امنیت ملی کشور خواهد داشت. متاسفانه به دلیل کم توجهی دولت ایران و فقدان سیاست های حمایتی مانند ترکیه و هند وحتی پاکستان، کشور ما فرصت های زیادی را در این کشورها از دست داده و کشورهای دیگرجای ایران را گرفته اند. هنوز هم در این کشورهای فرصت های زیادی باقی است که با تجدید نظر درسیاست های حمایتی ایران، می تواند به روابط اقتصادی ماندگار، سودآور وبسیار ارزشمند برای صلح منطقه و منافع و امنیت ملی کشور منجر شود .
من مدافع این سیاست ها هستم و اگر کاری از دستم برای تشویق دیگران و کمک به آنان در این رابطه برآید دریغ نخواهم کرد.
15- نظرشمادرمورداتهام افكني دولت درجامعه چيست؟ ايا فرافكني شيوه درستي دراداره جامه است؟پيشنهادميگرددبه نمايندگي از20ميليون نفراز كساني كه به اقاي خاتمي راي دادند بصورت عمومي وطي مواضع رسمي دولت راملزم به رعايت مصالح ملي ومنافع عمومي كنيد تاشايد قسمتي از مشكلات كم شود .
امينزاده: البته واقعا این نوع فرافکنی ها و تهمت زدن ها جای نگرانی زیادی ندارد و اکثر آنها، آنقدر فاش و رسواست که جامعه مشکلی در کشف واقعیت نخواهد داشت. اما با نگاهی جامع تر می توان گفت که: حاکم شدن اخلاق و تعهدات اخلاقی بر رفتار اهل سیاست دریک جامعه، نشانه توسعه یافتگی آن جامعه به لحاظ سیاسی و اجتماعی است. هرچند از این نوع بی اخلاقی ها در فعالیت های سیاسی، گاه حتی در جوامع توسعه یافته تر هم دیده می شود اما تصور می شد که در جامعه مدعی مردمسالاری دینی، این بی اخلاقی ها حتی کمتراز جوامع توسعه یافته باشد و از این نظر ایران اسلامی الگوی اخلاق سیاسی و سیاست اخلاق مند باشد. اما عملا چنین نشده و امروز اینگونه رفتار سوء در جامعه ما از بسیاری جوامع شدیدتر است ودربرخی حوزه ها به صورت عادت و رویه نهادینه شده است. حتی بدتر از این، گاه برای آن توجیه شرعی و دینی هم تراشیده می شود و برای مشروع جلوه دادن آن از ارزش معنوی و دینی جامعه هزینه می شود. مسلما این شیوه ها از اسلام نشات نگرفته است. شایدکنکاش ها، ما را به ریشه های مارکسیستی در برخی باورهای انقلابی جامعه پس از انقلاب اسلامی برساند . واقعیت این است که برخی روش های ظاهرا انقلابی، مانند افشاگری، تهمت زدن، پرونده سازی و فرافکنی، برمبنای اصل توجیه پذیر شدن هر وسیله ای برای رسیدن به هدف، بیش هر چیز به باورهای انقلابیون مارکسیست نیمه قرن بیستم نزدیک است .
هر چند دراحکام الهی، اینگونه رفتار مجازات های اخروی سنگینی دارد و جز باکسب رضایت متهم، و حتی با عبادت و توبه نیز قابل جبران نیست، اما باید راه این سوء رفتار در جامعه اسلامی نیز بسته شود تا جامعه از مفاسد ناشی از آن در امان بماند. در این رابطه چند نکته حائز اهمیت است:
1- به هر میزان که فعالیت های سیاسی از فعالیت های فردی به سمت فعالیت های جمعی، حزبی و گروهی کشیده شود و نقش نهادهای سیاسی در سیاست ورزی تعیین کننده تر شود، مصونیت افراد در برابر این فرافکنی ها و پرونده سازی ها افزایش یافته و امکان برخورد قانونمند و سازمان یافته با پرونده سازی ها و فرافکنی های رقیبان سیاسی افزایش می یابد. هرچند احزاب سیاسی و اعضای آنان نیز در شرایط کنونی در امان نیستند اما مسلما فعالیت سیاسی انفرادی بسیار آسیب پذیرتر است.
2- به هرمیزان که تهمت زدن و پرونده سازی بیشتر قابل تعقیب و رسیدگی و مجازات باشد، بی پروایی در مورد آن کاهش بیشتری خواهد یافت. در شرایط کنونی، نظام قضایی ایران آمادگی برخورد موثر و شفاف با این سوء رفتار را ندارد و گاه خود گرفتار آن می شود. تغییر باورها نسبت به این مفاسد و خسارات آن برای جامعه، در اصلاح رویه های مربوط تعیین کننده است .
3- با توجه به ا ینکه متاسفانه برخی به این بد اخلاقی ها و بی ا خلاقی ها وجاهت انقلابی و حتی دینی می دهند، به هر میزانی که فاصله اخلاق اسلامی از این بی اخلاقی ها شفاف تر شود؛ وجدان جامعه نسبت به ضرورت برخورد با این شیوه های سوء، حساس تر و آگاه تر خواهد شد.
16- با عرض سلام و خسته نباشید .سوالی که در ذهن بنده به عنوان مسئول کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان منطقه ایلام هست اینکه در نظر سنجی که در وبلاگ شاخه جوانان منطقه ایلام هست در مورد درصداصلاح طلبان در مجلس بعدی ،اینکه اکثر شرکت کنندگان در این نظر سنجی حدود 25% را برگزیده اند (هر چند جامعه آماری اندک است)
ولی آیا به نظر شما با توجه به شرایط کنونی مملکت این درصد چقدر به درصد واقعی که بعد از انتخابات اعلام می شود نزدیک است ؟
امينزاده: پرسش جنابعالی نیز مربوط به بحث سلامت انتخابات است که در پاسخ پرسش های دیگر توضیح داده شده است. اماچون به نظرسنجی اشاره کردید اضافه می کنم که: شنیده ام، چند نظر سنجی درابعاد وسیع توسط جناح تندرو در سطح کشور؛ انجام شده که نتایج همه نظرسنجی ها حکایت از آن دارد که در یک انتخابات آزاد، برنده انتخابات مجلس شورای اسلامی اصلاح طلبان خواهند بود. طبق این نظر سنجی ها اصلاح طلبان با بیشترین اقبال درمیان جناح های سیاسی کشور مواجه هستند و این اقبال طی ماه های گذشته به شدت افزایش یافته است . متاسفانه این نظر سنجی ها بجای آنکه جناح تندرو را به تجدید نظر در عملکردهای غلطشان تشویق کند، آنان را در برخورد بی سابقه با جناح رقیبشان یعنی اصلاح طلبان به قیمت زیر پا گذاشتن خیلی از چیزها، از جمله قانون و اخلاق، مصمم تر کرده است.