اصل ٢٥ - بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون .
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

علوی تبار: درون حاكميت ميل به تغيير دولت فعلي وجود دارد

1389/5/18

 س :برخي دوستان شما  نامه اي را خطاب به قوه قضاييه نوشته اند و با استناد به گفته هاي سردار مشفق خواهان آن شدند كه قوه قضاييه به اقدام نظاميان در انتخابات رسيدگي كند، بسياري اين سوال را دارند كه خطاب قرار دادن قوه قضاييه اي كه تا به حال نشاني از بي طرفي در آن ديده نشده و حتي در قبال اعتصاب غذاي زندانيان سياسي بي تفاوت بوده است ، آيا مي تواند تاثيري در پي داشته باشد ؟

 

اگر از زاويه اقدام قانوني قوه قضاييه مي پرسيد به احتمال زياد تاثير قابل توجه اي نخواهد داشت نه اينكه هيچ توجه اي به اين نامه نشود ، همانطور كه ملاحظه كرديد نامه شبيه به يك كيفرخواست است، آنها احتمالا هيچ اقدام موثري نسبت به كسي كه از او شكايت شده نخواهند كرد، اما از زاويه ديگر موثر خواهد بود ، ما بايد بپذيريم كه ممكن است نيروهاي صادق و درستكاري هم در درون قوه قضائیه حضور داشته باشند كه اين نامه مي تواند براي آنها يك حجت تمام كننده باشد و ديگر اينكه  قوه قضاييه را در معرض آزمون عمومي هم قرار مي دهد .به هر حال قوه قضاييه جداي از تعهداتي كه به قدرت دارد، نياز دارد به  نوعي مشروعيت خودش را هم در جامعه حفظ كند.هر چه هست اثر يك اقدام قضايي زياد نخواهد بود و ممكن است  خيلي صوري و شكلي باشد ، اما آثار اجتماعي و توقعات و فشارهاي اجتماعي آن مي تواند اثر گذار و نتيجه بخش باشد .

 

 س :اين نامه و شكواييه در صورت اثبات، دخالت نظاميان در انتخابات را مسجل مي كند و نتيجه انتخابات را نامشروع خواهد كرد ، فكر مي كنيد قوه قضاييه با توجه به اهميت موضوع براي بررسي اين موضوع  نياز به  اجازه رهبري دارد آن هم درباره شكواييه اي  كه نتيجه آن به مشروعيت و عدم مشروعيت دولت منتج مي شود؟

 

تصميم گيري در مورد وقايعي كه در انتخابات افتاد در واقع در بالاترين مراكز تصميم گيري نظام گرفته شده و هيچ نيرويي خود سرانه اين تصميم را نگرفت و همه مطابق يك برنامه و يك دستور مشخص و آن هم برنامه اي كه از مدتها پيش تهيه شده بود اقدام كردند به همين دليل آنها اگر هم بخواهند رسيدگي كنند كه عرض كردم حداکثر يك كار صوري خواهد بود و نه كاري كه به كشف حقيقت و لايه هاي پنهان تر حقيقت منجر شود.به همين دليل به نظر نمي آيد كه قوه قضاييه اين ظرفيت را در شرايط فعلي داشته باشد كه به اين درخواستي كه خيلي مستدل هم بيان شده، رسيدگي كند اما به هر حال توجه داشته باشيد براي مجموعه اي كه مشروعيتش به شدت زير سوال است، بي توجهي به اين درخواستها عدم مشروعيت فزاينده اي به همراه دارد ، از طرف ديگر ممكن است در درون حاكميت كساني باشند كه احساس كنند بهتر است هزينه کمتري  بپردازند تا هزينه بزرگتري را متحمل نشوند ، من تصورم اين است كه در درون حاكميت يك نوع ميل به تغيير دولت فعلي وجود دارد و اين نوع مستندات اين ميل را تقويت مي كند و در واقع به آن توان چانه زني با جريان مقابل خودش را هم مي دهد ، از اين لحاظ اين كارهاي كوچك ممكن است زمينه ساز يك تحولاتي شود كه در درون خود حاكميت شروع خواهد شد .

 

 س :يعني شما فكر مي كنيد كه مواضعي كه اخيرا اصولگرايان نسبت به دولت گرفته اند با استنادات اين نامه ممكن است بتواند زمينه هاي سقوط دولت را فراهم كند ؟

 

ببينيد يك نكته اش حتمي است و آن هم اينكه در واقع حاكميتي كه با غلبه راست افراطي شكل گرفته، كم كم در اثر انتخابات چند پارچه و تكه تكه شده و روز به روز تضادهاي بين اجزايش در حال افزايش است . طرفين اين كشمكش قاعدتا از هر ابزاري عليه هم استفاده مي كنند .اين نامه و استناداتش و توجهی كه به سخنان يك محفل امنيتي جلب كرده ،در واقع استنادات خيلي قوي در اختيار جناحي قرار مي دهد كه معتقدند اين دولت مشروعيت كافي براي چانه زني با خارجي ها و بسيج مردم براي پشتيباني را ندارد و اين ابزار در اختيار عده اي قرار مي دهد كه بگويند براي حفظ كليت نظام بايد بخشي از نيروهاي داخل حاكميت را هزينه كرد و  آن بخشي كه مشروعيت كمتر و پايگاه مردمي محدودتري دارد، بايد هزينه شود .

 

 س : شما اظهار نظرهاي احمدي نژاد را در انتقاد از مجلس و قوه قضاييه و همچنين گفته هاي مشايي را درباره اسلام ايراني، چگونه ارزيابي مي كنيد و اصولا وضعيت احمدي نژاد را در ميان حاميانش چگونه مي بينيد ؟

 

جريان راست محافظه كار تا مدتي پيش سركردگي جريان راست افراطي را پذيرفته بود و صرفا دنباله روي و تقليد مي كرد، اما حالا احساس كرده كه اعتماد به نفس بيشتري پيدا كرده و به خصوص شكست خط مشي هاي دولت اينها را ترغيب كرده كه پا پيش بگذارند و جلو بيايد و از سوي ديگر يك جريان كه در حاشيه حاكميت رفته بود، يعني جريان مصلحت عمل گرا ، آنها هم امكان بيشتري پيدا كرده اند براي طرح ديدگاه هايشان و مطرح كردن خودشان . به نظر مي آيد حاميان راست افراطي، به شدت ريزش داشته اند و راست افراطي به خصوص در ميان روحانيان خيلي شديد ريزش حامي داشته  است، الان در حوزه كمتر روحاني جدي مطرح است كه خود را  هزينه دولت كند و پايگاه سياسي دولت به شدت ضعيف شده  است. به همين دليل، اتحاد سنتي  بازار و روحانيت كه  راست افراطي در يك مواقعي به آن هم تكيه كرده، به تدريج اين تكيه گاه هم خودش را كنار مي كشد  و راست افراطي به دليل محدوديت تكيه گاه چهره امنيتي و نظامي پيدا مي كند و اين كاملا قابل مشاهده است، جدا شدن راست محافظه كار و همين طور زمينه پيدا كردن ديدگاههاي راست مصلحت گرا در حاكميت .

 

 س : وضعيت و پايگاه دولت در سپاه چه طور است؟ آيا مي شود به فشار افرادي در بدنه سپاه كه به اقرار فرمانده سپاه مشكل دار شده اند ، اشاره كرد و پايگاه دولت را در سپاه و بسيج متزلزل دانست ؟

 

بيشتر حا ميان آقاي احمدي نژاد در رده دوم و سوم نيرو هاي مسلح بودند ، بنا براين كساني كه سابقه فرماندهي طولاني  در جنگ داشتند، از همان اول هم چندان با اين جريان همراه نبودند اما به دليل حمايتي كه  احمدي نژاد از بالا مي شد ، فرماندهاني كه مسووليت داشتند از اين جريان حمايت مي كردند ، به نظر نمي آيد كه تحول جدي در ديدگاه نيرو هاي مسلح رخ داده باشد. در حال حاضر بخش عمده اي از دولت از نيرو هاي رده دوم و سوم نظامي گرفته شده و در واقع نظاميان به پست هاي مختلف مي رسند و نيروهاي قديمي تر كه سوابق طولاني تر داشتند يا خودشان را كنار كشيدند و يا آنطور اعتماد به نفس ندارند كه ابراز مخالفت كنند و نيرو هاي پایين تر هم به دليل سلسله مراتب نظامي خيلي هزينه دار است اظهار نظر هاشان ، به اين ترتيب بعيد مي دانم فعلا تا افقي كه مي توان ديد در نظاميان اتفاقي را شاهد باشيم.

 

س : شما موضع گيريهاي جديد مشايي درباره اسلام ايراني يا حرفهاي كلهر در باره كو تاهي صدا و سيما در بازتاب راهپيمايي ميليوني 25 خراد و همچنين اظهارات مصباح يزدي مبني بر اينكه ممكن است برخي از نيروهاي ارزشي فعلي در آينده به مسير نا حق بيفتند را چگونه تحلیل مي كنيد ؟ آیا تغییر فکری رخ داده است؟

 

در هر حال با تو جه به سوابق و پيشينه اين بحث ها، اين حرفها چندان با چارچوب هاي فكري و مذهبي دولت سازگار نيست و به همين دليل بايد احتمالات ديگر ي براي آن داد و هيچ شواهدي هم براي تغيير فكري اين افراد وجود ندارد و علت را در جاي ديگري بايد جسجو كرد .ببينيد اساسا طرح مساله امام زمان و ارتباط مستقيم با امام زمان حربه اي بوده است براي دور زدن روحانيت سنتي، يك جرياني وجود دارد در دولت كه مايل است اعلام كند براي گرفتن احكام نيازي به روحانت سنتي ندارد و خودش با منبع مشروعيت و قانون گذاري كه زنده است، ارتباط دارد . دليل اين است كه اينها از حمايت روحانيت سنتي نااميد شده و رو حانيت سنتي حاضر نشده كه با تمام قوا از دولت حمايت كند.يك علت ديگر هم دارد دولت كنوني قرار بوده كه شركاي سابقي را كه در درون قدرت بودند را كنار بزند و قدرت را تك پایه اي كند و روحا نيت سنتي و نماينده آنها جر يان راست سنتي يك جرياني بوده اند كه از قبل هم كاملا وجود داشتند و در درون ساخت قدرت حضور داشتند اينها را هم خواسته اند كنار بزنند و به همين دليل به آنها حمله شده و حالا آنها دارند واكنش نشان مي دهند و اين نشانه نا موفق  بودن در جذب آنهاست و جسجو به دنبال منابع جديد مشرو عيت است . اين احتمال را هم بايد داد كه گاهي اوقات طرح مبا حثي اين چنيني و ايجاد موجهاي خبري  لا زم است  تا توجهات از يك سري مسا ئل منحرف شده و موضوعات ديگري كه قرار بوده طرح شود كمتر مورد تو جه قرار بگيرد. به هر حال براي تحليل اين گفته ها يك احتمالاتي غير از تغيير ديدگاه جديد را براي تفسير بايد آورد .

 

 س : شما فكر مي كنيد ما در آينده نزديك، شاهد اختلاف احمدي نژاد با رهبري هم خواهيم بود و آيا آقاي احمدي نژاد پروژه خاصي را پيش مي برد ؟

 

خيلي مشكل بتوان پاسخي داد، تصور من اين است كه تمام اتفاقاتي كه مي افتد ضمن اينكه نيروهايي كه در آن فعال هستند استقلال نسبي دارند اما واقعيت امر اين است كه يك فرماندهي هست و نهايتا رهبري كاملا امور را در اختيار دارد و مسلط بر اوضاع است، بعيد مي دانم كه احمدي نژاد و دوستانشان در موقعيتي باشند كه مخالفتي  با رهبري كنند، اين وضع فعلي است تا زماني كه اين تسلط هست و احساس استغنا  نكنند .چون افراد و جريانها بر اساس توان واقعيشان تصميم نمي گيرند بر اساس برآوردشان از تصورشان تصميم مي گيرند. بعيد مي دانم اين تصور راداشته با شند كه بخواهند خط مستقلي را از رهبري پيش ببرند.

 

 س :بر خي معتقدند تحر يمها به جنگ زود هنگامي ختم خو اهد شد، شما فكر مي كنيد آيا احتمال جنگ عليه ايران در حال حاضر جدي است ؟

 

اگر يك طيف را بررسي كنيم كه يك سرش جنگ و يك سرش روابط دوستانه باشد، من به نظرم اتفاقاتي كه افتاده ما را به جنگ نزديک كرده است،ما الان در مرحله تهديد به جنگ هستيم يك  موقع در مرحله تهديد به تحريم بوديم و بعد وارد مرحله عملي شدن تحريم شديم، اما حالا در مرحله تهديد به جنگ هستيم و هنوز واردش نشديم، خود جنگ هم مي تواند سطوح مختلف داشته باشد.متاسفانه من فكر مي كنم، فضا به سمت جنگ نزديك شده است. يك نگراني هم كه دارم اين است كه احتمال مي دهم كه يك نيرویي در داخل باشد كه از درگيري كو چك و كنترل شده بدش نيايد و فكر كند اين مي تواند  برنامه اي باشد براي خروج از بحران و اگر اين تصور من درست باشد ممكن است خطر جنگ افزايش پيدا كند.

 

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.  
منبع : جرس    مصاحبه کننده : فرزانه بذرپور

حمیدرضا جلائی‌پور
سید مصطفی تاج‌زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.