اصل ٢٥ - بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون .
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

دکتر شیرزاد: گفتمان دیکتاتورها این است که دیگران دچار بی خبری هستند

1389/7/4

روز جمعه(دوم مهرماه) از سوي انجمن حاميان حقوق بشر اصفهان جلسه سخنراني با حضور دکتر احمد شيرزاد عضو جبهه مشارکت و نماينده اصفهان در مجلس ششم در محل دفتر اين انجمن برگزار گرديد.
موضوع اين جلسه در ارتباط با روز جهاني صلح و رابطه ميان نظام هاي سلطه گر و نقض حقوق بشر بود.
احمد شيرزاد سخنان خود را با طرح دو پرسش مبني بر اينکه :آيا ممکن است که نظام سلطه اي وجود داشته باشد که در آن نقض حقوق بشر صورت نگيرد ؟و همچنين آيا ممکن است که نظام دموکراتيکي وجود داشته باشد که در آن شاهد نقض حقوق بشر باشيم ؟آغاز نمود.نماينده مجلس شششم در پاسخ به اين دو پرسش آن دو را دوروي يک سکه خواند بدين ترتيب که در مورد سوال نخست بايد گفت که نظام سلطه را گريزي از نقض حقوق بشر نيست در صورتيکه در مورد سوال دوم نمي توان شاهد نقض حقوق بشر بصورت نهادينه در يک نظام دموکراتيک بود گرچه ممکن است در بسياري از نظامهاي دموکراتيک نقض حقوق بشر وجود داشته باشد ولي آنچه که حائز اهميت است اين است که در چنين نظامهايي چيزي تحت عنوان حکومتي شدن ونهادينه شدن نقض حقوق بشر وجود ندارد و اساسا نظامهاي مردمسالار نيازي به نقض حقوق بشر{آنهم بصورت نهادينه} ندارند مگر آنکه يک نظامي اسما دموکراتيک باشد.
از جمله ويژگي هاي نظامهاي دموکراتيک مادام العمر نبودن مسوليتها مي باشد بدين صورت که يک عده بر اساس راي مردم براي مدتي عهده دار حکومت مي شوند و در پايان آن مدت نيز که معمولا بر اساس تجربه بشري دوره هاي 4يا 5ساله مي باشد توسط راي مردم قدرت را تحويل مي دهند که اين راي گيري البته بايستي واقعي باشد زماني که يک چنين شرايطي بوجود آيد نظام مردمسالار نيازي به نقض حقوق بشر پيدا نخواهد کرد.
ايرادي که ممکن است (از نظر تئوريک) به اين مساله وارد شود اين است که درست است که در چنين جامعه اي نيازي به نقض حقوق بشر براي جابجايي قدرت نيست اما اگر يک نظام دموکراتيک دشمناني داشته باشد که از داخل و خارج سعي در ايجاد توطئه براي اين نظام دموکراتيک داشته باشند آيا نبايستي با اقتدار با اين دشمنان و مخالفين برخورد کرد.بنابراين سوال اين است که براي اين مشکل تئوريک چه پاسخي مي توان ارائه داد.در پاسخ به اين اشکال سه رويکرد مي تواند به نظر برسد،اولا تاجاييکه تجربه بشري نشان داده يک نظام دموکراتيک با اين ويژگي هايي که برشمرده شد دشمن ندارد بلکه مي تواند مخالفيني داشته باشد که بسياري از اين مخالفتها مي تواند درچارچوب نظام قابل تعريف باشدو اصولا بايد اذعان نمود که در نظامهاي دموکراتيک گفتمان دشمن محور خيلي کاربرد ندارداينکه در عرصه سياست خارجي هم گفتمان دشمن محور حاکم باشد مختص نظام هاي سلطه محور است،طرح دشمن خارجي بيشتر براي سرکوب داخلي استفاده مي شود .در عرصه سياست خارجي اختلاف و تضاد منافع طبيعي است چرا که هيچ دو رژيمي با منافع يکسان و مشابه نمي بينيم ،ديپلماسي عرصه اي است که در آن توازن قوا خود را نشان مي دهد و نوع گفتگو در عرصه ديپلماسي اين نيست که دائما دولت ها براي ازبين بردن يکديگر نقشه بکشند.
اما رويکرد ديگري که در پاسخ به اين اشکال مي توان داشت اين است که فرض بگيريم حکوکت ها براي مقابله با توطئه ابزارهاي کشف توطئه و مقابله با آن را ايجاد کنند .تجربه نشان داده که در زمانهاي تخاصم ميان دولت ها سيستم هاي امنيتي نمي توانند با سيستم هاي حقوقي و قضايي جا افتاده کار خود را پيش ببرند به عنوان مثال در قيام مسلحانه مجاهدين خلق نيروهاي امنيتي اختيارات ويژه اي پيدا کردند و يا در آمريکا نيز در بحث مبارزه با تروريسم چنين حالتي کم وبيش بوجود آمد و زندان گوانتانامو و ابوغريب ماحصل آن بود .بنابراين در چنين شرايطي حتي کوتاه مدت نهادهاي امنيتي قوي تر شده و در مقابل نهادهاي حقوقي و قضايي ضعيف .
بنابراين حتي اگر فرض کنيم در يک حکومت دموکراتيک که از طرف يک دشمن خارجي يا تروريسم مورد تهاجم قرارگرفته سازو کارهايي براي مقابله با توطئه بکار افتد سوالي که مطرح است اين است که چه تضميني وجود دارد که اين وضعيت يعني قدرت گرفتن نيروهاي امنيتي تداوم نيابد؟. به عبارت ديگر حد يقف نهادهاي امنيتي که قدرت گرفته اند کجاست و چه تضميني هست که اين قدرت را براي مقابله با مردم بکارنگيرند؟
رويکرد سوم اينکه آيا واقعا زمانيکه حکومتي با توطئه عوامل داخلي و خارجي روبرو شد چاره اي جز نقض حقوق بشر ندارد.آيا با جلب حمايت مردم نمي توان به اين هدف نائل شد؟ و چه لزومي دارد که حتما تمام رسانه ها بسته شوند و همه آزادي ها محدود گردد؟ چرا که مي شود با روشهاي مردمسالار و بکارگيري مردم و احترام به آنها به جنگ با توطئه رفت.
موضوع بعدي اين است که چه اتفاقي مي افتد که يک نظام غيردموکراتيک مي شود.اولين مساله {ايکه مي تواند به اين شرايط منجرشود} اين مي باشد که يک عده دچار خود شيفتگي شده و خود را حسن مطلق مي دانند وچنين مي پندارند که اگر مديريت را برعهده گيرند تمام مشکلات را حل خواهند کرد. مساله بعدي اينکه نظام هاي سلطه و غيرپاسخگومعمولا پس از يک دوره هرج و مرج و آشفتگي ظهور پيدا مي کنند و ميخ خود را محکم مي نمايند.برخي اوقات اين هرج و مرج واقعي نيست يعني فضاي آشفتگي اغلب توسط کساني که دنبال سلطه هستند بوجود مي آيد تا توجيحي براي قدرت گرفتن خود باشد.
ودر آخر اينکه گفتمان ديکتاتورها اين است که ديگران دچار بي خبري هستند و اطلاعات ويژه را فقط خودآنها دارند درحالي که بايد گفت داشتن اطلاعات ويژه همواره منجر به تصميم گيري درست نخواهد شد تصميم گيري درست نتيجه عقل جمعي است.وقتي که سيستمي بسته شد در وهله اول اين حکومت و حاکمان هستند که خود را از درک واقعيت ها محروم کرده اند در نتيجه مرتب دچار اشتباه مي شوند و نهايتا نارضايتي ها آغاز مي شود در اين زمان آنها{به دليل همان طرز تفکري که خود را برتر مي دانند) اينگونه نتيجه گيري نخواهند کرد که کناربروند وديگران بيايند استدلال آنها اين است که مخالفين اشتباه مي کنن وبايد آنها را از بين برد.ديکتاتوري ها اين ويژگي را دارند که حتي نسبت به زمزمه ها ، طرز تفکر وزندگي خصوصي مردم نيز حساس مي شوند بنابراين مرتب در حال پالايش افراد وفادار و غير وفادار هستند.
 

سیدمصطفی‌ تاج زاده
سعید حجاریان
سیدمصطفی‌ تاج زاده
سیدمصطفی‌ تاج زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.