اصل ۲۳ - تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.
اصل ٢٢- حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
به دنبال انتشار فایل صوتی مربوط به دیدار آیت الله منتظری با هیأتی که عهده دار اعدامهای تابستان ۱۳۷۶ بودند و برخوردهای غیر منصفانه و شانتاژهای رسانه ای و مغلطه گری حتی کسانی که بسیاری از مردم به آنها دل بسته بودند، امروز صبح حجه الاسلام والمسلمین احمد منتظری بدون هیچ گونه احضاریه رسمی به دادگاه ویژه روحانیت فراخوانده شد و پس از ساعتی اطلاع داد که: “ماندگار شده ام”.
بیش از سه سال از اعمال ماده ۱۸ گذشته و ۴ قاضی نظر داده اند حکم اساسا به اعتبار امر مختومه باطل است ولی پرونده در حوزه ریاست قوه قضاییه قفل شده است. ۶ سال است مادرم بارها و بارها به مقامات نامه داده و درخواست رسیدگی به پرونده نموده ولی معلوم نیست این همه نامه کجا رفته است. پرونده پدرم با اعمال نفوذ کارمندان شما مغفول مانده و از اجرای قانون آزادی مشروط و مرخصی جلوگیری می شود!
حاکمیت در چنین شرایطی با دو انتخاب روبرو شد: ۱٫ پایان حصر، آزادی زندانیان سیاسی و تبدیل فضای امنیتی به فضای سیاسی. ۲٫ تداوم حصر و تداوم سیاست سرکوب. شوربختانه به جای ترمیم و اصلاح، روش دوم برگزیده شد که خروجی آن چیزی جز شکاف عمیق حکومت و بخش اعظمی از مردم نبود و نخواهد بود...در چنین شرایطی به نظر می رسد بیش از آنکه محصورین در حصر قرار گرفته باشند، نظام سیاسی کشور در حصر خودساخته ای قرار گرفته است ـ حصری که شکستن آن مقدمه ای برای بازگشت عقلانیت به نظام سیاسی ایران است و خروجی آن اعتماد به نفس بیش
اگر بناست به نام مصالح ملی و کلان کشور افراد را بدون محاکمه و شنیدن دفاعیات آنها مجازات کنیم پس تکلیف عدالت که از آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی است چه می شود؟ به جای این توجیهات، عدالت را اجرا کنید و انصاف بورزید. اگر قرار بر توبه و عذرخواهی است همه طرف‌های فتنه ۸۸ باید چنین کنند و اگر قرار بر محاکمه است همه طرف‌ها باید به طور همزمان در دادگاه صالح علنی محاکمه شوند هرچند سنگینی اتهام‌های آنها یکسان نیست.
ما امضاکنندگان این نامه برای جلوگیری از ادامه آنچه در سال ۸۸ و بعد از آن پیش آمده و همچون استخوانی در گلوی نظام سیاسی و جامعه باقی مانده است و برای رسیدن به آرامش در کشور بر این باوریم که حل مدبرانه این وضعیت به طور قطع تاثیر به‌سزایی در همدلی و رفع کدورت‌ها و پاک کردن سینه‌ها از کینه و نفاق خواهد داشت و بیش از پیش راه را برای سعادت و تعالی مردم و پیشبرد اهداف دلسوزان نظام و کشور هموار خواهد کرد.
دختران میرحسین و رهنورد در آخرین ملاقات خود خبر داده‌اند که پدر و مادرشان پس از آگاهی از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی، ضمن خوشحالی از اتمام اعتصاب غذای عیسی سحرخیز و تشکر از وی، ابراز امیدواری کردند که مهدی خزعلی و دیگر دوستان دربند نیز به اعتصاب اعتراضی خود پایان دهند.
بیست و پنجم بهمن‌ ماه ششمن سالروز حصر غیر قانونی و ظالمانه رهبران مقاوم جنبش سبز ایران، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سرکار خانم زهرا رهنورد است. بدین ترتیب این حصر هفتمین سال خود را آغاز می‌کند، حصری که تنها به سبب جباریت و لجاجت استبداد تداوم یافته است. اخیراً آزادی‌خواهان و حق‌طلبان این مرز و بوم پویشی (کمپینی) برای درخواست شکستن این حصر آغاز کرده اند که استقبال از آن موجب دلگرمی دلسوزان و پاکباختگان این سرزمین و البته مؤثر در پیشبرد خواست‌های اصلاح‌طلبانه این مردم مظلوم است. اینجانب به
قسمتی از ماجرای سال ۸۸ این است که بنا بر اعتراف خود دست‌اندرکاران، تعدادی در زندان کهریزک و تعدادی در خیابان کشته شدند؛ هیچ‌یک از عاملان دستگیر و مجازات نشدند ولی اگر کسی طالب رسیدگی شود مجازات می‌شود! مادر مصطفی کریم‌بیگی را به جرم پیگیری قتل فرزندش، زندانی می‌کنند؛ مادری که قاتل فرزند را بخشیده است ولی فقط می‌خواهد آمرین و عاملین آن را بشناسد.
مفهوم امید تا پیش از خرداد ٨٨ چیز دیگری بود. مثل انتظار شنیدن صدای زنگ تلفن وقت تنهایی ودلخوشی‌های کوچک بعد از دلهره‌های کوچک… از صبح روز ٢٣ خرداد ٨٨ امید رنگ دیگری گرفت.. مثل انتظار برای بیدار شدن یک عزیزی که به کما رفته است.. انتظار بزرگ تر شد و امید بزرگ‌تر. و اما با شروع ٢۵ بهمن ٨٩… امید عظمت پیدا کرد و تمام ذهن و روحم را لبریز کرد…امید دیدن روی پدر و مادر گاهی پس از ماه ها بی خبری و دلتنگی را فقط نمیگویم… بلکه امید به آزادی.. امید به باز شدن ناگهانی درهای زندان ها … امید به فرو ریختن اینهمه
جای بسی تاسف و تعجب است که برخی از افراد، اعتراض معترضین سیاسی را در جامعه فاقد هرگونه پایگاه و جایگاهی دانسته و آنرا دروغ و حیله پنداشته ولی با داشتن تمامی قدرتهای تبلیغی و رسانه ای از برگزاری یک دادگاه صالح علنی عاجز هستند تا در آن معترضان و منتقدان سیاسی نیز بتوانند از نظرات خود دفاع کنند و در نهایت جامعه خود قضاوت کند که حق با کیست.
سید علیرضا حسینی بهشتی
علی مزروعی
حميدرضا جلايي پور
سیدمصطفی تاج‌زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.