اصل ٢٥ - بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون .
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.
طبق منطق خودتان باید هر چه سریعتر حصر را پایان دهید تا نان ما نیز آجر شود. ولی واقعیت آن است که آنها از رفع حصر از این جهت نگران هستند که می دانند رفع حصر به معنای آن است که فضای امنیتی خاتمه می یابد و ما وارد دوره نوینی می‌شویم و آن ها از همین مساله نگران هستند. هرچند با توجه به مجموعه شرایط بنظر می‌رسد که حصر رو به پایان است و دیر یا زود شاهد حضور عزیزانمان در میان مردم خواهیم...
معتقدم روحانی باهوش‌تر از آن است که بخواهد به سمت راست بچرخد؛ چرا که می‌داند در صورت گردش به راست، چیزی به‌دست نمی‌آورد و صرفاً پشتوانه عظیم مردمی‌اش را از دست خواهد داد و روحانی باید مراقب این مساله باشد...شرایط کشور و موقعیت دولت نیز به‌گونه‌ای است که رییس‌جمهوری تا پایان دوره چهارساله‌اش به حمایت مردم نیاز دارد و طبیعتاً نمی‌تواند به سمت راست گرایش پیدا کند.
ترجیح می‌دهم در شرایطی آن مسایل مورد بحث و گفت و گو قرار گیرد که فضایی متعادل بر جامعه حاکم باشد و جامعه بتواند قضاوت منصفانه‌ای درباره آن‌ها داشته باشد نه مانند شما و دوستانتان در خبرگزاری تسنیم است که برای دستمالی حاضرند قیصریه‌ای را به اتش بکشند و به خاطر بازی‌های حقیر سیاسی حاضرند آشکارا اعلام کنند در دهه شصت در زندان‌های جمهوری اسلامی شکنجه رواج داشته است. من که از سوابق خود شرمنده نیستم به صراحت هم گفته‌ام خشونتی که امروز امثال شما پیشتاز آن هستید پدیده‌ای است که امثال مجاهدین خلق به این ا
مگر از اصول اصلاح طلبی دفاع از اصل این نظام و ارزش های اسلامی و احترام و دفاع از حقوق ملت نیست؟ اینها جزو اصول شماست که باید به آن توجه کنید و اگر گامی خلاف این جریان برداشته می شود، برای عصبانی کردن شما و افزایش رویارویی است، در حالی که باید به کلی از این مساله پرهیز کنیم و عصبانی نشویم؛ اگرچه باید نصیحت و انتقاد کنیم اما یادمان نرود که باید در کنار هم باشیم و در مقابل مشکلات اساسی کشور -که فشار آن روی مردم است- و در مقابل توطئه های دشمنان وحدت داشته باشیم.
وقتی ما حالا با پدیده‌ای در عراق مواجه می‌شویم، واکنش‌هایی که بدون توجه به شرایط جامعه خودمان، نسبت به این تحولات نشان می‌دهیم، می‌تواند کاملا خطا باشد. ممکن است مسائلی را که به خطاهای داخلی خودمان و مدیریت کشور برمی‌گردد، فرافکنی کنیم و به مسائل قومی نسبت دهیم. در واقع وقتی درباره کردستان عراق صحبت می‌کنیم و می‌خواهیم ببینیم در عراق چه گذشته است، خیلی ناجوانمردانه است که مشابه‌سازی کنیم با مسایل کردستان ایران که یک پدیده درون جامعه ایرانی و متعلق به سرزمین ایران است. نارضایتی کردهای ایرانی هیچ
اما پس از فوت امام عزیز و مهربان به تدریج وضع دیگری پیش آمد. عمل به قرآن و سنت کمرنگ و عمل به قانون اساسی کمتر و بدعت نظریه نظارت استصوابی بسیار برّان شد؛ و اصل برائت در افول کامل قرار گرفت و نظریه ولایت فقیه جای قرآن و سنت را گرفت و معیار اسلام و دین داری شده است تا جایی که هر کس به طور کامل از برون و درون تابع نباشد بی دین و مطرود از تمام دستگاه ها گردید، حتی اگر از مراجع باشد؛ و موجب این گردیده که قطع رحِم ها شود و بدتر از آن موجب جدایی زنان و شوهران شود و دلسوزان اجتماع منزوی گردند و ذهن های
رویه فعلی برخلاف اصول 32 تا 37 قانون اساسی است. نمی شود عده ای در پشت پرده تصمیماتی بگیرند و هرچند وقت یک بار از نزول آیه ای خبر بدهند و به هیچ کس هم پاسخگو نباشند، نه به مجلس و نه مستقیماً به مردم. فقط می دانیم عده ای ناشناخته مصلحت نظام را تشخیص می دهند و هرکس را که صلاح بدانند در حصر و محدودیت قرار می دهند و هر وقت هم صلاح بدانند، مثلاً نزدیک به موت او، وی را آزاد می کنند.
جانشین رئیس سازمان اطلاعات سپاه در ادامه اقدام به داستان سرایی می‌کند و از تشکیل کمیته ی رفع حصر می‌گوید و از عدم اقبال مردم به شعار رفع حصر خبر می‌دهد. ای کاش سردار یک بار فیلم‌های همایش‌های انتخاباتی حسن روحانی را نگاه کند و ببیند مردم چطور در جای جای ایران فریاد رفع حصر سر دادند. او در این باره مدعی می‌شود: سران فتنه در این مدت ۲۰ بیانیه و اطلاعیه دادند و در همه موارد هم جمهوری اسلامی را محکوم کردند، در این مقطع نیز دوباره همان افرادی که زندان رفتند و آزاد شدند از چند ماه قبل کمیته‌ای تشکیل د
راضی هستم چون هم مهاجمان و هم آمران درجه دو، هر دو محکوم و مجازات شدند و همه آنها هم به نادرستی کار خود اعتراف کردند و در دادگاه اول عذرخواهی کردند. علاوه بر این، این حادثه آثار بسیار خوبی در استان فارس داشت و کاملا آن فضا و جو سابق که در آن استان وجود داشت، از بین رفت. نهادها هم در جای خود قرار گرفتند و استاندار نیز تغییر کرد. این حادثه آثار بسیار خوبی در استان فارس و در کل کشور داشت.
بنده بسیار متاسفم که می شنویم یکباره بعد از ۴ سال از حضور یک هموطن زردشتی در شورای شهر یزد، در این دوره نسبت به حضور او ایراد می گیرند. می خواهیم چه کار کنیم؟ می خواهیم به ماقبل مشروطیت برگردیم؟ یا شورای شهر از مجلس شورای اسلامی مهم تر است که آنجا هموطنان عزیز ما از غیر مسلمانان حق دارند در مهم ترین مسایل مملکت رای بدهند اما در شورای شهر نباید باشند؟ این مساله، بسیار تعجب آور است. ما کجا داریم می رویم؟ آن هم در شرایطی که دشمنان نگاه دوخته اند تا بهانه ای برای بیشتر کردن فشار بر ملت ایران پیدا کن
براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.