اصل ٢٥ - بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون .
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.
مگر از اصول اصلاح طلبی دفاع از اصل این نظام و ارزش های اسلامی و احترام و دفاع از حقوق ملت نیست؟ اینها جزو اصول شماست که باید به آن توجه کنید و اگر گامی خلاف این جریان برداشته می شود، برای عصبانی کردن شما و افزایش رویارویی است، در حالی که باید به کلی از این مساله پرهیز کنیم و عصبانی نشویم؛ اگرچه باید نصیحت و انتقاد کنیم اما یادمان نرود که باید در کنار هم باشیم و در مقابل مشکلات اساسی کشور -که فشار آن روی مردم است- و در مقابل توطئه های دشمنان وحدت داشته باشیم.
وقتی ما حالا با پدیده‌ای در عراق مواجه می‌شویم، واکنش‌هایی که بدون توجه به شرایط جامعه خودمان، نسبت به این تحولات نشان می‌دهیم، می‌تواند کاملا خطا باشد. ممکن است مسائلی را که به خطاهای داخلی خودمان و مدیریت کشور برمی‌گردد، فرافکنی کنیم و به مسائل قومی نسبت دهیم. در واقع وقتی درباره کردستان عراق صحبت می‌کنیم و می‌خواهیم ببینیم در عراق چه گذشته است، خیلی ناجوانمردانه است که مشابه‌سازی کنیم با مسایل کردستان ایران که یک پدیده درون جامعه ایرانی و متعلق به سرزمین ایران است. نارضایتی کردهای ایرانی هیچ
اما پس از فوت امام عزیز و مهربان به تدریج وضع دیگری پیش آمد. عمل به قرآن و سنت کمرنگ و عمل به قانون اساسی کمتر و بدعت نظریه نظارت استصوابی بسیار برّان شد؛ و اصل برائت در افول کامل قرار گرفت و نظریه ولایت فقیه جای قرآن و سنت را گرفت و معیار اسلام و دین داری شده است تا جایی که هر کس به طور کامل از برون و درون تابع نباشد بی دین و مطرود از تمام دستگاه ها گردید، حتی اگر از مراجع باشد؛ و موجب این گردیده که قطع رحِم ها شود و بدتر از آن موجب جدایی زنان و شوهران شود و دلسوزان اجتماع منزوی گردند و ذهن های
رویه فعلی برخلاف اصول 32 تا 37 قانون اساسی است. نمی شود عده ای در پشت پرده تصمیماتی بگیرند و هرچند وقت یک بار از نزول آیه ای خبر بدهند و به هیچ کس هم پاسخگو نباشند، نه به مجلس و نه مستقیماً به مردم. فقط می دانیم عده ای ناشناخته مصلحت نظام را تشخیص می دهند و هرکس را که صلاح بدانند در حصر و محدودیت قرار می دهند و هر وقت هم صلاح بدانند، مثلاً نزدیک به موت او، وی را آزاد می کنند.
جانشین رئیس سازمان اطلاعات سپاه در ادامه اقدام به داستان سرایی می‌کند و از تشکیل کمیته ی رفع حصر می‌گوید و از عدم اقبال مردم به شعار رفع حصر خبر می‌دهد. ای کاش سردار یک بار فیلم‌های همایش‌های انتخاباتی حسن روحانی را نگاه کند و ببیند مردم چطور در جای جای ایران فریاد رفع حصر سر دادند. او در این باره مدعی می‌شود: سران فتنه در این مدت ۲۰ بیانیه و اطلاعیه دادند و در همه موارد هم جمهوری اسلامی را محکوم کردند، در این مقطع نیز دوباره همان افرادی که زندان رفتند و آزاد شدند از چند ماه قبل کمیته‌ای تشکیل د
راضی هستم چون هم مهاجمان و هم آمران درجه دو، هر دو محکوم و مجازات شدند و همه آنها هم به نادرستی کار خود اعتراف کردند و در دادگاه اول عذرخواهی کردند. علاوه بر این، این حادثه آثار بسیار خوبی در استان فارس داشت و کاملا آن فضا و جو سابق که در آن استان وجود داشت، از بین رفت. نهادها هم در جای خود قرار گرفتند و استاندار نیز تغییر کرد. این حادثه آثار بسیار خوبی در استان فارس و در کل کشور داشت.
بنده بسیار متاسفم که می شنویم یکباره بعد از ۴ سال از حضور یک هموطن زردشتی در شورای شهر یزد، در این دوره نسبت به حضور او ایراد می گیرند. می خواهیم چه کار کنیم؟ می خواهیم به ماقبل مشروطیت برگردیم؟ یا شورای شهر از مجلس شورای اسلامی مهم تر است که آنجا هموطنان عزیز ما از غیر مسلمانان حق دارند در مهم ترین مسایل مملکت رای بدهند اما در شورای شهر نباید باشند؟ این مساله، بسیار تعجب آور است. ما کجا داریم می رویم؟ آن هم در شرایطی که دشمنان نگاه دوخته اند تا بهانه ای برای بیشتر کردن فشار بر ملت ایران پیدا کن
فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان ضمن اشاره به موضوع مهدی جهانگیری که از کسی اجازه نگرفتیم، ادامه داد: وظیفه سپاه حفظ انقلاب است و پس همه باید وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهیم و احساس تکلیف داشته باشیم اگر نخواهیم انجام تکلیف کنیم با هزاران توجیه می‌توانیم شانه خالی کنیم. حرف ما این است که چرا حزب کارگزاران بعد از چندین سال پاسخ مردم را نمی‌دهد؟ چه برجستگی دارند که تمام امکانات استان در اختیارشان است؟ سپاه جلوی آنها خواهد ایستاد. به آنها پیام هم داده‌ایم و باز هم می‌گوییم بیایید پاسخگو باشید و
حامیانِ مجمع روحانیون هرگز اعتقاد به ضرب‌وشتم مخالفان خود نداشته‌اند، ولی حامیان جامعه و دیگر اصول‌گرایان از ضرب‌وشتم مخالفان خود و نثار زشت‌ترین کلمات به آنان، پیش از ۸۸ و پس از آن، دریغ نکردند. اگر فهرستی از این‌گونه رفتارهای حامیان جریان رقیب داده شود، قطعاً موجب وهن نظام خواهد شد؛ به همین جهت از آن...
در دوره اصلاحات می‌شد جاهایی به نحو دیگری عمل کرد. مثلا فرایندی که بر سر طرح لوایح دوقلو طی شد فرایند غلطی بود. یعنی یا محکم باید می‌ایستاد و می‌گفت که استعفا نخواهم داد، یا اگر می‌گفت که استعفا می‌دهم، استعفا می‌داد. ببینید من نمی‌گویم که باید استعفا می‌داد. می گویم نباید می‌گفت که استعفا می‌دهم و بعد استعفا نمی‌داد. مورد دیگر سخنان او در دانشگاه تهران، در سال 83 بود. درست است که کلیت ماجرا یکی از نقاط قابل افتخار دوره اصلاحات می‌تواند باشد که یک سری دانشجویی که به جای خاصی هم وصل نیستند، سر رئ
حمیدرضا جلائی‌پور
سید مصطفی تاج‌زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.